یار دبستانی من !

اولین روز دبستان بازگرد

کودکی ها،شاد و خندان باز گرد

 

باز گرد ای خاطرات کودکی

بر سوار اسب های چوبکی

 خاطرات کودکی زیباترند

یادگاران کهن مانا ترند

 درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه و خروس

روبه مکار و دزد و چاپلوس

 

 روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است

 کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود

 

 با وجود سوز وسرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید

  

 تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری می شدیم

 

  
پاک کن هایی ز پاکی داشتیم

یک تراش سرخ لاکی داشتیم

    

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت

 

دوشمان از حلقه هایش درد داشت

 

 گرمی دستانمان ازآه بود

برگ دفتر ها به رنگ کاه بود

 

 مانده در گوشم صدایی چون تگرگ

خش خش جاروی با پا روی برگ

 

  همکلاسیهای من یادم کنید

باز هم در کوچه فریادم کنید.......

 

/ 9 نظر / 32 بازدید
محمدشمس

سلاااام کم سعادتیه من سبب شده که شماهم کم لطف بشی!!! بهم سر بزن خانومی فراموشی بهت نمیاد!![گل]

سلام

خوشحالم که اومدی.... و قلم پر نور و پر معرفت... یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتیم.... سپاس از حضورت

فرشته

اي واي ... اشك در چشمام جمع شد ... خيلي خوب بود .. مرسي [گل]

محمدشمس

سلام به روزم با یه غزل مثنوی بنام "قاصدک" دعوتید[گل]

هوشیار

یاد اون روزها به خیر

محمدشمس

سلااااام آپم با غزل " گریه ی ابر" دعوتید[گل]